اخیرا فرهنگ سازی های جدیدی داره از طریق رسانه ملی که همیشه هم ید طولایی در خلق این تفکرات نو و تازه داره، صورت می گیره که علیرغم اینکه سعی شده رنگ و لعاب دلسوزانه و منطقی بهش زده بشه خیلی نگران کننده است.
مطرح کردن بحث مهریه و اینکه محور گفت و گوهای این برنامه به صورت غیر مستقیم سعی می کنه این پیشنهاد رو به دولت مردان عزیز که ثابت کردند خیلی هم از اینجور مسائل استقبال می کنند القا کنه که برای تعیین مهریه یک حد و مرز قانونی تعیین بشه!
گزارش های هر شب این برنامه از آقایون مظلوم و بی گناه و پاکی که همگی هم اتفاقا اهل زن و زندگی و دنبال یه لقمه نون حلال برای زنشون هستند و به هیچ چیز دیگه ای هم فکر نمی کنند و همگی هم به اتفاق نه بی ادبند، نه زورگو، نه دست بزن دارند، نه چشم ناپاک دارند و خلاصه هیچ گونه اثری از هیچ نوع اخلاق ناشایست و نا مربوط هم در هیچ کدومشون دیده نمیشه هم چاشنی خوبی برای این برنامه هدفمند شده
وجه مشترک دیگه و قابل توجهی هم که همه این آقایون باهم ازش برخوردارند و اتفاقا اصل قضیه هم هست داشتن یک زن سرکش، بی رحم، بی تفاوت، بلند پرواز، پول پرست و پرتوقعه که خیلی هم بی منطق و بی خیاله و خیلی راحت حاضره برای پول و تنها پول زندگی شیرین و سراسر پاکی و مهربونیش رو خراب کنه و اتفاقا تمام این خانوم های یاد شده هم اصلا قدر این فرشته های آسمونی که شوهراشون باشند رو نمی دونند.
نکته دیگه این برنامه هم اینه که اتفاقا در مصاحبه های جلوی دادگاه خانواده هم با خانم ها همشون یا مادری بسیار فداکارند که از دست دختر پول پرستشون به تنگ اومدن و جلوی دوربین خاطرات گذشت و فداکاری های خودشون رو در زندگی تعریف می کنند و یا در هر صورت مشکلی غیر از بدرفتاری و بی توجهی آقایون به خانوادشون دارند و هیچ کدوم از ترک نفقه توسط شوهر و یا ضرب و شتم و انواع دیگر خشونت های مختلف گلایه ای ندارند
نمی دونم اما فکر می کنم شرایط جامعه ای که من از وقتی چشم باز کردم توش بودم و الان 25 سال تمومه که دارم انواع و اقسام مشکلات خانوادگی رو می بینم و به ویژه موقعیت خانم های این جامعه با این جامعه ای که در این برنامه به تصویر کشیده شده خیلی فرق می کنه؛ خیلی خیلی! به اندازه آه و ناله تمام خانم هایی که به ناحق در حقشون ظلم شده و میشه و دستشون به هیچ جایی هم بند نیست و هیچ ادعایی هم در هیچ موردی حتی فرزندشون نمی تونند داشته باشند.
تو جامعه ای که من بزرگ شدم خانم ها حق طلاق نداشتند و ندارند و در این صورت هم باید تمام مهریه شون رو دو دستی به آقایون می بخشیدند حتی اگه اون آقا هر اخلاق و رفتار ناپسندی هم داشته باشه خانم باید تحمل کنه و نذاره کانون خانواده سرد بشه و در صورت ترک این بهشت باید از تمام حق و حقوق مسلمش بگذره حتی جگر گوشه اش
جامعه ای که من توش بزرگ شدم همیشه از کودکی به غلط به خانم ها گفته میشه که بسازند، تحمل کنند، گذشت کنند و زندگی خیلی مهم تر از خیلی چیزای دیگه است
ضرب المثل های متاثر کننده ای مثل بسوز و بساز و یا زن با لباس سفید میره خونه شوهر و با کفن سفید میاد بیرون و عباراتی از این دست هم که به گوش هممون آشناست هم گواه روشنی بر این ادعا
نمی دونم چرا تو این گزارش های کاملا اتفاقی این برنامه که اصلا هم از قبل هماهنگ نشده! هیچ خانمی نیست که بگه شوهرم به خاطر اینکه حق قانونی داره و توقعات و سلیقه اش اخیرا با قدیم ها خیلی فرق کرده داره طلاقم می ده و مهریه ام هم 50، 100، 200 و ...هزار تومن بیشتر نیست که براساس چند سال پیش تعیین شده
چرا هیچ زنی از ترک خونه توسط شوهرش گله نداره، هیچ کس نیست که بدنش از اظهار قدرت شوهرش کبود شده باشه و طول درمان گرفته باشه، هیچ زنی نیست که بگه شوهرم خرجم رو نمی ده، شوهر هیچ زنی به صورت مخفیانه ازدواج دوباره وسه باره نکرده و همه خانم ها خوشی زده زیر دلشون که طلاق و مهریشون رو می خوان
هدف این برنامه چیه؟ چرا کسی نمیگه با قانونی بودن ازدواج چند باره آقایون اصلا کانون خانواده و خانواده دیگه هیچ مفهومی تو این جامعه نداره چون خیلی از آقایان و برادران من ظرفیت اینهمه حقوق قانونی رو نداشتند
کسی نمی پرسه چرا خانم ها حق طلاق ندارند اما آقایون هر وقت دوست داشتند می تونند همسرشون رو به راحتی یه آب خوردن طلاق بدن و خیلی چراهای دیگه که نمی گم دیده نمی شه میگم و داد میزنم که داره حذف میشه
به تهیه کنندگان این برنامه هم حالا که خیلی کنجکاو و دلسوزند می گم شاید علت بالا رفتن میزان مهریه تو این جامعه رو بشه تو قوانین غیر متعارف، حقوق نابرابر و سهیم نبودن زنان در زندگی و اموال شوهرشون پیدا کرد که مهریه دست آویزی شده برای کمی مستحکم تر کردن پایه های زندگی که به راحتی یه دل زده شدن و یه نگاه جدید می تونه ویران بشه
تو اون راهروهای دادگاه خانواده که من در دوران دانشجویی برای تهیه گزارش رفته بودم خیلی واقعیت های دیگه هم هست که همه نادیده گرفته شدن ذهن های خسته، چشم های گریان، دل های سنگین از حسرت دیدار فرزند، اشک داغ از احساس تحقیر و دور انداخته شدن، نگاه های احتیاج به حداقل امکانات اولیه ای که باید تامین می شده و نشده، خانه های خالی از وجود همسر، تن های خسته و کبود از خشونت های هر روزه و ........ واقعیاتی بود که من دیدم
اما مدینه فاضله این برنامه ظاهرا با شهر واقعی من که دارم سعی می کنم توش زندگی کنم فرق می کنه خیلی هم فرق می کنه
باید بگم موارد استثنا رو که کنار بگذاریم همه به روشنی روز می دونیم که زن های ایرانی از وفادار ترین، کم توقع ترین و سازگار ترین زنهای دنیا هستند که اکثرا اصلا حتی از همین حقوق محدود و کمشون هم چیزی نمی دونند که ادعایی در موردش داشته باشند و اون هایی هم که می دونند دستشون به جایی بند نیست و فکر می کنم این تصویر از زن ایرانی و مرد ایرانی خیلی ناعادلانه و متفاوت از واقعیات موجود باشه
خوب و بد همه جا هست اما اغراق هیچ وقت خوب نیست واقعیت اینه که مرد ایرانی به این خوبی و بی نقصی نیست و زن ایرانی هم به این سنگدلی و بی تفاوتی که به صورت کاملا گزینشی به تصویر کشیده شده نیست
تعیین حد قانونی برای مهریه تنها در صورتی جای بحث و نظر داره که در درجه اول با هدف گذاری صحیح باشه و به ویژه توسط آدم های با صلاحیت اظهار نظر در این مقوله انجام بشه که تازه لازمه اون هم تغییر بسیاری از قوانین دیگه است
هر وقت بحث حق طلاق برای زن و مرد برابر شد، زن در تمام اموال و دارایی های شوهر از همان ابتدا شریک شد، قانون چند همسری آقایان لغو شد، با هر گونه ظلم و تعدی به حقوق زنان برخورد شد و در جهت احیای حقوق از دست رفته زنان کاری انجام شد و اصلاح موارد بی شمار دیگه اونوقت می شه در این مورد هم اصلاحاتی انجام داد
باید گفت که این فرهنگ سازی ها هم مثل تمام روش های غلط دیگه نتیجه ای جز از هم پاشیدگی خانواده ها به همراه نداره که متاسفانه باید بگم از سر ندونم کاری نیست و کاملا آگاهانه هم داره صورت می گیره
و در آخر متاسفم از اینکه رسانه ملی نیمی از ملت رو به هیچ گرفته و اصلا به این نمی پردازه که زنان چی ندارند و چه کم دارند و چه توقعاتی دارند به این پرداخته که چی دارند تا اون هم حذف بشه!!!







