شرمنده بابت این تاخیر به نسبه طولانی تو این مدت سرم خیلی شلوغ بود و فرصت برای هیچی نبود حتی ژیوار که باید گفتنی ها رو بگه
خیلی چیزها بود که دوست داشتم حتما بگم اولین اونهاهم تسلیت به مناسبت سالگرد سانحه هواپیمای خبرنگاران بود خیلی متاسفم که دیر شد اما چون هنوز برای خودم هم تازه است نتونستم ازش چشم پوشی کنم و نگم، یه جورایی خودم رو مدیون می دونستم که حتما ازشون یاد بکنم و واقعا شرمندم بابت این تاخیر.
تو این مدت اتفاقات زیادی بوده که می شده در موردشون نوشت و ازشون حرف زد به همین مناسبت هم به چند تا از اونها به صورت خلاصه اشاره می کنم.
داشتم رد می شدم از یکی از این میدون های شلوغ که یه تصویر مربوط به یکی از خانم های کاندید شده نظرم رو جلب کرد.
عکس بدی نبود به خودی خود هم هیچ مشکلی هم نداشت اما وقتی این عکس را در کنار یک سری از مسائل دیگه و قوانین دیگه می گذاشتی از شدت تناقض سرت گیج می رفت.
مثل همه چیزهای دیگه؛ توی ادارات و بازار کار دولتی و نیمه دولتی ما یه خانم با چهره و خصوصیات یک خانم هیچ جایی نداره و هیچ کس نه تنها به تفاوت احساس و خواسته های یک خانم و با یک آقا اهمیتی نمی ده بلکه انکارش هم می کنند و همه ازش توقع دارند مثل یه مرد صبح که از خواب پا شد همون جوری بیاد سر کار!!
اما حالا می بینم که خانم های کاندیدا کاملا با قیافه و زیبایی یک خانم در عکس های تبلیغاتی خودشون ظاهر شدن و ظاهرا هیچ اشکالی هم نداره نتیجه اینکه "فقط وقتی کاندیدای شورای شهر شدی می تونی یک خانم باشی"!!!
سو تفاهم نشه سرزنش نمی کنم و اصلا چنین منظوری ندارم به نظر من یک خانم با خصوصیات و ویژگی های زنانه خودش معنی پیدا می کنه اما ... چرا ما اینجوری و اونها اینجوری ؟
دیگه اینکه طبق قوانین موجود در ادارات، خانم ها در ادارات فقط حق پوشیدن 4 رنگ مشکی، قهوه ای، طوسی و سرمه ای رو بیشتر ندارند اما یکی از برجسته سازی ها در رسانه ملی استفاده از روسری های رنگی توسط مجریان خانم این برنامه هاست و اصرار براینکه نشون داده بشه که خانم ها ایرانی چقدر آزاد و راحت هستند و هیچ محدودیتی هم ندارند اما من که یک خانم شاغل هستم حالم بد شد از بس همین 4 رنگ رو دور و برم دیدم !!!
یه تشکر ویژه هم دارم از شهرداری تهران بابت اینکه سر زمستونی این بلا رو سر پیاده روها آورده و رو کفش و لباس مردم هی طرح و نقش می زنه!!
آخه واقعا نمی شد گذاشت واسه یه موقع دیگه ؟ آخه منم که تا حالا توی کارهای عمرانی و این مسائل نبودم می تونم حدس بزنم که با باریدن یه بارون ناقابل این پیاده روها چه گل و شلی میشه و بدبخت این مردم با اینهمه خدمت گذاری !!!
کندن تمام کف پوش پیاده روهااز میدون تجریش بگیر تا ..... (حالا من فقط تا میدون ولی عصرش رو دیدم دیگه نمی دونم تا کجاها پیش رفته) اونم این موقع و تو فصل بارندگی دیگه فوق العاده است تا پارسال زمستونها فقط مشکل گرفتگی معابر و گره ترافیکی داشتیم که امسال نقاشی رو کفش و لباس مردم هم بهش اضافه شده!
البته خیلی هم بد نیست کلی برای کفاشی ها و واکسی ها ایجاد اشتغال شده و بازار کارشون پر رونق شده پس دستشون درد نکنه واقعا !!!




