دو سیم کارت در یک گوشی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

بیستمین نمایشگاه کتاب هم که بسیاری از آن به عنوان بزرگترین رویداد فرهنگی سال یاد می کنند، اومد و روزهای پایانی رو می گذرونه

اما اینکه این بزرگترین رویداد فرهنگی سال چطور و چگونه برگزار شد هم واسه خودش روایتیه شنیدنی!!

من هم مثل خیلی آدم های فرهنگ دوست دیگه رفتم و این نمایشگاه جدید رو از نزدیک دیدم و دلم نمی آد که شما رو از وصفش محروم کنم

اول در مورد مسیر اون که بسیار دور و خارج از دسترسه در صورتی که به اتوبان چمران از همه جا می شه به سادگی رفت و آمد کرد اما اینجا ...

وارد هم که می شی نه فلشی، نه جهتی، نه راهنمایی، نه  نشونی هیچی نیست که به تو بگه راه از کدوم طرفه و خیلی جالبه که همه همینطوری دنبال سر هم میرن و این فاصله طولانی و دریغ از ماشینی که مثل نمایشگاه قبلی بازدید کننده ها رو به وسط میدون برسونه و از اونجا هم به طرف در خروجی در نتیجه تمام راه رو باید پیاده بری و برگردی و البته به اضافه یک عالمه پله و در نهایت رسیدن به یک میدون وسیع که از این سر تا اون سرش خودش کلی راهه

سالن ها هم که نگو نه ترتیب غرفه هاش معلومه و نه بیرون درش اسم انتشاراتی های ساکن در اون سالن نام برده شده در نتیجه برای پیدا کردن یک انتشاراتی باید تمام سالن به اون بزرگی رو بگردی

یک توصیه دیگه اگر خواستین به نمایشگاه سر بزنید حتما فکر آب و نون خودتون رو هم بکنید که اونجا تلف نشین که تا کیلومترها از محل سالن ها هیچ غرفه و خدماتی نیست که بتونید حتی یک لیوان آب تهیه کنید البته بعد از بالا اومدن دوباره از پله ها و طی کردن یک عالمه راه یه ساندویچی چیزی پیدا می شه که بخورید که اونم مسلمون نبینه کافر نشنوه خوردنیه واقعا!!!

البته به لطف ملت با فرهنگ و کتابخون اگر بتونید توی محیط اطراف که بیشتر به محل تخلیه زباله ها شبیه شده جایی برای نشستن و گاز زدن به ساندویچ خوشمزتون پیدا کنید! و باید بگم که یکی از تاسف انگیز ترین مناظری رو اصلا انتظار دیدنش اونم توی یه همچین محیطی ندارید، بازدید خواهید کرد

در کمال تاسف باید بگم در محل برگزاری بزرگترین رویداد فرهنگی سال فقر فرهنگی موج میزنه!

واسه برگشتن هم که اگر مسیرتون مثل من به مترو نخوره تنها راه برگشت دربست کردن ماشینه که اونم خودتون بهتر از من از شرایط نمایشگاه خبر دارید

خلاصه امیدوارم از بیستمین رویداد بزرگ فرهنگی! کشور لذت ببرید!

 

 می خوام یک تصویر کلی از وضعیت رسانه ها و مسئولین کشور و به طور کلی نقش خانم ها در ایجاد اشتغال در کشور نشون بدم:

این روزها همه روزنامه ها و برنامه های تلویزیونی در مورد خانم ها و وضعیت اونهاست

کاملا برخلاف آنچه آقایان و مسئولین کشور فکر می کنند ما خانم ها نه تنها موجودات پر دردسری نیستیم بلکه خیلی هم در رشد و شکوفایی ارگان های مختلف کشور موثر هستیم.

نمونش هم همین دو ماه اخیره، اگر دقت کرده باشید می بینید که مدتیه که تمام مسئولین کشور در هر رده و سطحی تمام کار و زندگی و فکر و خیالشون معطوف به خانم ها شده

در واقع همه دست به دست هم دادند تا بلکه به اتفاق راهی پیدا کنند تا ما خانم ها رو نجات بدن

اینطور که معلومه در حال حاضر وضعیت اشتغال و تورم و اقتصاد وسیاست و.....

همه گل و بلبله و ملالی نیست جز پوشش خانم ها

شماهایی هم که تا حالا فکر می کردید کشور با بحران اقتصادی، کسری بودجه، بحران هسته ای و در نهایت نبود پول نفت سر سفره های مردم مواجه شده کاملا

اشتباه می کردید چون تنها مشکل فعلی خانم ها و اندازه مانتو و شلوارشونه

اما این مسائل یک نقطه مثبت هم داره و اون ایجاد اشتغال در کشوره!

اصلا تا حالا با خودتون فکر کردید اگر ما خانم ها نبودیم اینهمه آدم برای مصاحبه های هر شب چه برنامه هایی داشتند تا اعلام کنند؟ صفحات روزنامه ها با چی پر می شد و اصولا با چه چیزی باید مبارزه می شد؟

اصلا همین مجلس تا حالا چقدر وقت صرف تصویب طرح ساماندهی مد و لباس و مبارزه با بدحجابی کرده؟ همین طراحی لباس ملی رو مگر از یاد بردید؟ دیدید چند نفر با این طرح رفتند سر کار؟

 تازه اینهمه هم پلیس زن آموزش دیدند و رفتند سر کار تازه اونهایی هم که رفتند سر کار تا به این نیروهای پلیس زن آموزش بدهند رو اصلا حساب نمی کنیم.

چقدر گشت سیار راه افتاد که برای به راه افتادن آنها کلی تجهیزات پلیسی خریداری و استفاده شد که معنی تمام این ها گشتن چرخ های اقتصاد کشور اونم با تمام قواست

مهم نیست که قیمت سکه چند شده و افزایش هر روزه بهای نفت چه سودی به حال ما داره اصلا این مسائل به بیکاری و تورم چه ربطی داره همه چیز به خانم ها ربط داره!

می بینید اگر ما خانم ها همونی بودیم که همه می خواستند که بیکاری کولاک می کرد و چرخ های اقتصادی هم پنچر میشد!

اگر این مسائل حل بشه تابستون سال آینده بیکاری در کشور به بالاترین حد خودش می رسه و این یک هشدار جدیه!

اینهمه توجه به خانم ها واقعا جای تقدیر داره اما کاش کمی از این توجهات هم صرف مشکلات خانمها، شناخت هویتشون و برگردوندن اعتبار از دست رفتشون می شد.

کاش کمی متوجه بودند که تاثیر این کارها و این رفتارها فقط و فقط کمرنگ شدن حضور خانم ها در اجتماعه

جالب اینه که تمام تفاوت خانم ها با آقایان پذیرفته شده که در میزان دستمزد، سهم ارث، شهادت دادن، تابعیت فرزندان و سرپرستی آنها، اجازه سفر، کار، تحصیل و ..... قدرت و توانایی خانم ها به هیچ هم گرفته نشده چرا که ضعیف تر از مردها به حساب میان اما تفاوت به این سادگی که در ظاهر با یک نگاه هم به چشم می آد نادیده گرفته میشه که اونم تفاوت در سلیقه و ظاهر و میل ذاتی خانم ها به زیبا بودنه که فکر نمی کنم درکش خیلی سخت باشه، چطور انتظار دارند که یک خانم به لحاظ سر و وضع مثل یک آقا در اجتماع ظاهر بشه؟ البته کاش مثل اونها می تونستند لباس بپوشند!

این وضعیت یعنی اینکه ابتدایی ترین حقوق اولیه بشر که آزادی در انتخاب نوع پوشش و ظاهره هم داره زیر سوال میره!