آموزش زبان Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

 

خبر در اغما بودن بانوی نویسنده ای که شاهکار سووشون رو به نام خودش نه تنها در ایران بلکه در ۱۷ کشوری که این کتاب در آنها ترجمه شده به ثبت رسونده بر شانه های جامعه نویسندگان و ادبای کشور و دوست داران قلم بی نظیر او بسیار سنگین و دردناک بود....

امروز در اغما بودن سیمین دانشور نویسنده بزرگ کشورمون رو به سووشون نشسته ایم

او چند روز پیش در سن ۸۶ سالگی و به علت سکته مغزی متاسفانه در اغما فرو رفت و همچنان نیز در همین حالت به سر می برد

 همه می دونیم که بخشی از ادبیات کشور ما مدیون قلم پر توان و باشکوه این بانوی نویسنده است و نوشته های او محدود به زمان خاصی نیست چرا که با خوندن اونها به هیچ روی تفاوت زمان رو احساس نمی کنی و اینقدر قوی تمام صحنه ها رو توصیف می کنه که گمان می کنی در لا به لای صفحه ها و سطر سطر نوشته ها تو هم حضور داری و وقایع رو از نزدیک لمس می کنی

 امیدوارم این نویسنده عزیز هر چه زودتر به هوش بیاد و جلال زندگیش به وی بازگردد....

 

 

 

 

نگاهت می کردم، دور شدنت را

عجیب که جای قدمهایت بر روی زمین نمی ماند، انگار که پاهایت از زمین فاصله داشت

هیچ ردی نبود در پشت سر تو که می رفتی ،

 بی ردی پاهایت خبر از باز نیامدن می داد

بوی همیشگی بودن سفرت اینقدر در هوا پیچیده بود که حتی کاسه آب بدرقه هم علاج درد رفتن و دوری تو نمی کرد

چه سنگین دور می شدی

تو آهسته می رفتی یا شتاب قدم هایت در باور من نبود؟

هرچه می رفتی اما هنوز در مردمک چشم هایم بودی، انگار که رفتنت تابلویی باشد در خانه چشم هایم

تو دور نمی شدی یا من می آمدم؟

تو می رفتی چون من به تو نمی رسیدم ؛ من می آمدم چون همچنان رفتنت را می دیدم

تو گرم رفتن و من غرق رسیدن

نه تو رفتی ،  نه من رسیدم

در برابر چشم هایم هنوز تصویر رفتن تو نقش بسته  انگار که در این جاده تکرار می شوی یا شاید چشم هایم خاطره رفتن تو را قاب گرفته

سال هاست که می دوم تا فاصله رفتن تو و رسیدنم را کم کنم اما انگار با گذشت هر روز جاده طولانی تر می شود و پاهای من ناتوان تر...

 

کاش تندتر قدم برداشته بودم، کاش عقب نمی ماندم، کاش تو نگاهی به پشت سر می انداختی ....

 

 

 

 

تو مادر جهان هستی

چرا که تو از هستی و زیبایی خداوند آفریده شدی

تو ارمغانی برای آدمیان با خود آوردی که رنج هایشان تنها به آن آسوده شد

ارمغان تو مهربانی بود و گذشت که تحمل دردها تنها به آن ممکن شد

امروز تنها بهانه ای است برای به یاد آوردن پیامبرانی که پیامشان مهربانی بود

که کمتر می بینیمشان اما به آنان زنده ایم.....

روز زن بر تمام دختران و زنان ایران زمین مبارک باد  

 

 

هفته بد برای جامعه خبری...

 

هفته ای که گذشت برای جامعه مطبوعاتی و خبری هفته خوبی نبود، چون هم شاهد توقیف دوباره روزنامه هم میهن بودیم و هم خبر تعطیلی خبرگزاری ایلنا رو شنیدیم.

باور کنید نوشتن از خبر توقیف یک روزنامه خیلی سخته اما ننوشتنش دردناک تره، و خدا نکنه روزی بیاد که این خبرها برای مردم عادی بشه و به سادگی از کنارش بگذرند...

روزنامه هم میهن که از دو ماه پیش بعد از گذشتن 7 سال از قرار توقیف موقتش اجازه انتشار پیدا کرده بود، در این هفته دوباره توقیف شد و دلیل این توقیف دوباره در نامه ای که از سوی دادسرا برای این روزنامه اومده اشکال در مراحل دادرسی ذکر شده و این در حالیه که قاضی پرونده هم میهن بعد از این حرف اعلام کرده که روند دادرسی این روزنامه مشکلی نداشته!!!

خبرگزاری ایلنا هم بعد از گذشت 5 سال از فعالیت خبری خودش دیروز با استعفای مسعود حیدری، مدیر عامل این خبرگزاری فعالیتش متوقف شد...

بابت هر دو اتفاق خیلی متاسفم و امیدوارم که دیگه شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم و همکاران من در خبرگزاری ایلنا و روزنامه هم میهن هر چه زودتر بتونند دوباره به محیط شلوغ و پر هیجان کاری خودشون برگردند چرا که حتی تصور یک تحریریه خالی اینقدر غم انگیزه که آرزو می کنم دیگه خبرهایی از این دست نشنویم

اما این میان نامه نگاری های دفتر امور رسانه های ریاست جمهوری با روزنامه اعتماد ملی هم قابل تامل و البته تاسفه!

چرا که به نظر من درج اصلاحیه برای مطلبی که چاپ نشده و یا حداقل منظور اون به نظر کسانی جور دیگری اومده واقعا عجیبه

در پی اصلاحیه ای که از این دفتر برای روزنامه اعتماد ملی آمده، این روزنامه جواب قابل قبولی داده بود و در اون جواب صراحتا اعلام کرده بود که این جوابیه مربوط به این روزنامه نمی شود چرا که چنین تیتری در این روزنامه درج نشده  اما امروز دوباره این جوابیه ادامه پیدا کرده تا اونجایی که تیتر اصلی امروز این روزنامه به اصلاحیه دفتر امور رسانه های ریاست جمهوری اختصاص پیدا کرده! با عنوان "تحریف مدرن سخنان رئیس جمهور"

(تیتر اصلی روزنامه اعتماد ملی در روزچهارشنبه 13 تیر ماه "نسخه بنزین برای برق"  با روتیر "احمدی نژاد برای صرفه جویی توصیه کرد " بود)

تا اونجایی که من توی درس های دانشگاه خوندم چاپ اصلاحیه در یک روزنامه قواعد مشخصی داره که ظاهرا به اونها توجهی نشده اگر کسی بخواد لغت صرفه جویی رو سهمیه بندی برداشت کنه به نظر من مشکل خودشه و اصلاحیه در این شرایط معنی نداره؛

این شرایط متاسفانه داره خاطره های تلخ ما رو از دوران حمله به مطبوعات دوباره تداعی می کنه و امیدوارم دیگر شاهد چنین وضعیتی در کشور نباشیم.

اعلام این خبر از سوی سخنگوی دولت در  رسانه های گروهی که با روزنامه های تحریف کننده سخنان رئیس جمهور برخورد میشه، خبر از این میده که یک سری خط قرمزها روز به روز داره  پر رنگ تر  و دایره دور مطبوعات تنگ تر می شه

من هر بار با شنیدن خبرهایی از این دست به یاد کتابی با عنوان "روزنامه نگاران غصه می خورند و پیر می شوند" می افتم و خوندن این کتاب رو به شما هم توصیه می کنم تا از نزدیک و به صورت ملموس حس کنید که تعطیلی یک روزنامه یا یک محیط خبری  چه معنی داره و اون دوران تلخ و سیاه برای مطبوعات چگونه گذشت و این تسلسل که ظاهرا دوباره از اول شروع شده یعنی چی

 

این کتاب نوشته خانم ژیلا بنی یعقوب یکی از خانم های فعال در عرصه مطبوعات است و به جای شما بودم حتما می خوندمش