روز جهانی آزادی مطبوعات تسلیت باد
امروز روز جهانی آزادی مطبوعات نام گذاری شده من به همه دست اندرکاران مطبوعات تسلیت میگم
تسلیت می گم چون راستش هرچی فکر کردم دلیلی برای تبریک ندیدم یعنی اصلا همچین روزی درکشور ما موضوعیت نداره که بخوای تبریکش بگی پس تسلیت می گم که مطبوعات ما آزاد نیست
یه همچین روزهایی عجیب احساس خفگی می کنم به خصوص وقتی برنامه مسخره انجمن صنفی روزنامه نگاران رو می بینم که بی هیچ مبارزه ای بی هیچ حمایتی واسه خودش قلم طلایی انتخاب میکنه حالم به هم می خوره و عجیب
یاد کتاب تهوع ژان پل سارتر می افتم
اون جوایز هم که تکلیفش روشنه به هر خبرنگاری که مرده لوح داده می شه! واسه اینکه عجب کار خوبی کرده مرده و دیگه صداش در نمیاد !
در صورتی که خیلی از این بیچاره ها شاید سال ها در انتظار دریافت یک تسهیلات یا حتی حمایت ناچیز از همین انجمن محترم بودند!
جالب تر اینه که برخی از معیارهای این رویکرد مسائل مضحکی شامل داشتن فعالیت مستمر روزنامه نگاری، برخورداری از نگارش ویژه و متمایز و شخصیت مستقل حرفه ای ، نوآوری در عرصه روزنامه نگاری ، تلاش در جهت دفاع از حقوق روزنامه نگاری و تربیت نسل جدید روزنامه نگاران عنوان شده
آخه تو کشوری که طرف شب خواب نما میشه فردا صبح در ۹ تا روزنامه رو تخته می کنه فعالیت مستمر روزنامه نگاری یعنی چی؟ وقتی یکی حاضره هر اراجیفی بنویسه که یه آگهی دولتی بگیره یا یه رپرتاژ آگهی نسیب روزنامه کنه شخصیت مستقل حرفه ای چه مفهومی داره ؟ کی تونسته تا حالا از حقوق روزنامه نگار تو این کشور دفاع کنه اونم وقتی که خیلی موقع ها حتی علت واقعی توقیف یه نشریه گفته نمیشه؟ کدوم روزنامه نگاری می تونه خلاف سلیقه دبیر و سر دبیر با سواد یا بی سواد ، مستقل یا وابسته روزنامه چیزی بنویسه که حالا نوآوری کنه؟
کاش کسانی که تو این مراسم باشکوه شرکت کردند لااقل به نشانه اعتراض به فشار روی مطبوعات و عملکرد و حمایت ضعیف نسبت به تحدید مطبوعات در کشور ، توفیق چندین نشریه در ابتدای سال و خلاصه نبود آزادی مطبوعات از گرفتن اون جایزه کذایی امتناع می کردند تا احساس می کردم واقعا روزنامه نگار هستند
اهدا این جوایز اونم به این شکل و در چنین روزی بیشتر من و به یاد دادن آب نبات چوبی به بچه ها برای ساکت کردنشون میندازه
بازم به قول نویسنده کتاب تهوع:
نباید شکوه کنم ، من فقط خواهان آن بوده ام که آزاد باشم!




