شارژر همراه موبایل Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

 

اسم جراحی همیشه برای من با هول، وحشت، دلهره و دل ضعفه همراه بوده و همزمان فجیع ترین صحنه های ممکن به ذهنم خطور کرده !

این روزها واژه جراحی زیاد به گوشم و چشمم می خوره در اخبار و مطبوعات البته یه جراحی کمی متفاوت : جراحی اقتصادی !

اول اینکه وقتی کسی که به جراحی متوسل میشه یعنی حتما بیماری وجود داشته و بیماری اون محرزه! پذیرش این واقعیت اونم در زمانی که همه چیز گل و بلبل معرفی میشه خودش موهبتیه!

مراحل جراحی بزرگ اقتصادی: ادغام بانک ها، قرض الحسنه کردن بانک ها، کاهش نرخ سود به 9 درصد در مقابل تورم بالای 30 درصد غیر رسمی، پرداخت یارانه به صورت نقدی، ورود مستقیم رئیس جمهور به مساله مسکن در سال آخر فعالیت دولت، معامله مسکن بیش از 2 بار در سال به منزله شغل و همراه با مالیات حساب شدن* و...

*هزار شغله بودن بعضی افراد به این واضحی رو کسی نمی تونه بهشون ثابت کنه دیگه ۲ بار معامله که جای خودش رو داره

به نظر من که بازم صد رحمت به اون جراحی لااقل می دونی یا یه چیزی بهت اضافه می کنند یا یه چیزی برمی دارن و حالت دیگه ای هم نداره تازه چند نفر هم مراقب علائم حیاتی مریض در طول عمل جراحی هستند این یکی دیگه خیلی خطرناکه و ریسک بهبودی و اصلا زنده موندش خیلی پایینه!

نکته: دیشب خواهرم (که روانشناسه و من در طول دوران تحصیل و پس از تحصیلش نمونه واضحی از یک موش آزمایشگاهی برای درس ها و تست هاش بودم و هنوز با حفظ سمت در خدمتشون هستم ) ضمن مشکوک شدن به من و انجام برخی تست های مختلف به صورت کاملا رسمی بهم اعلام کرد که هوش عاشقانم قد مگس می مونه!

گفتم یعنی چی؟ گفت یعنی تو اصلا منظور عاشقانه افراد رو از رفتار ها و حرف هاشون درک نمی کنی و منظورشون رو نمی تونی حدس بزنی و اگر کسی بخواد چیزی رو به تو حالی کنه حتما باید بیاد بزنه بهت و بگه!

پرسیدم : خب این بده یا خوبه؟ گفت: من که گفتم هوش عاشقانه ات قد مگسه!

*با این اوصاف به نظر میاد چیز بدی باشه! کسی قرص و شربت خوب سراغ نداره؟