امروز یامروز یه اس ام بهم رسید که اگه بدونی فقط 60 ثانیه وقت داری و دیگه من رو تا آخر عمرت نمی بینی چی بهم میگی؟ (ارسال کننده که اتفاقا آقا هم هست معمولا در ارسال این اس ام اس ها تخصص ویژه ای داره یه روز میگه من البالو هستم یا گیلاس یه روز دیگه میگه غازم یا اردک!یا اینکه قهوه ام یا شیر کاکائو؟ اینو گفتم که نگید این کارا فقط از خانم ها برمیاد) اما این یکی استثنا ذهنم رو مشغول کرد واقعا در موردش فکر کردم ، بالاخره براش نوشتم بهت می گم میشه نری!
جوابم اینقدر به نظرش عجیب بود که زنگ زد ! بعد گفت ببخشید کجا نرم؟ منم گفتم خب یعنی چه کاریه که تو بذاری بری و بعد من کلی به ذهنم فشار بیارم که یه جمله ای به تو بگم که همه احساسم رو برسونه و برای یه عمر ندیدنت کافی باشه! خندش گرفت گفت: خب تو به ذهنت فشار نیار من به خودم فشار میارم می مونم!
منم خندم گرفت بعد بهش گفتم ولی واقعا فکر کن چقدر قشنگ بود که یکی اون لحظه ای که مهمه و برای یک نفر سرنوشت سازه در کمال سادگی یه همچین جمله ای رو بهش بگه و اون یکی هم اینقدر گوش شنوا داشته باشه که بشنوه
یهو گفت اما من از اونی که انتظار داشتم یه جواب امیدوار کننده بگیرم وقتی این اس ام اس رو براش فرستادم نوشت بهت می گم به سلامت!
دلم براش سوخت؛ چرا همیشه آدم ها یه عمر منتظر شنیدن یه جمله از یه نفر می مونن اون هم هیچ وقت نمی فهمه؟
****
خسرو شکیبایی هم رفت... برای روز دلگیر جمعه همین یه خبر کم بود

دلم خیلی گرفت، بیشتر برام غیر قابل پیش بینی بود؛ بعد یاد خانوادش افتادم که الان در چه حالی هستند؟ برای خودم سخت ترین و وحشتناک ترین کار دنیا تسلیت گفتنه یعنی وقتی قراره به کسی تسلیت بگم یا دیدن کسی که عزاداره برم، خودم از دست خودم لجم می گیره چون می دونم دارم چرند می گم! بیشتر احساس می کنم دارم رو اعصاب اون بدبخت رژه میرم و می دونم اونم اون لحظه دلش می خواد همه اجسام سنگین دنیا رو تو سرم خورد کنه که آخه ابله این چرندیات دلسوزانه تو به چه درد من می خوره؟




